۱۳۸۶/۳/۱۶ - 9:11:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
آمريكايي ها براي ارنست همينگوي جشن تولد مي گيرند
دعوا بر سر نام ارنست همينگوي يا نام سگ بولداگ
ارنست همينگوي موضوع تايم
پسر همينگوي از پدرش نفرت داشت
جان همينگوي، نوه ارنست همينگوي در کتاب طايفه عجيب به شرح خاطرات خانواده خود پرداخته و  از نفرت پدرش گريگوري همينگوي، کوچکترين پسر ارنست از اين نويسنده مشهور آمريکايي پرده برداشته است.
کتاب جديد نوه ارنست همينگوي از رازهاي زندگي او پرده برداشت
 
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ کتاب _ "جان همينگوي"، نوه "ارنست همينگوي" در کتاب "طايفه عجيب" که اخيراً توسط انتشارات لاينز آمريکا منتشر شده است، از نفرت پدرش "گريگوري همينگوي"، کوچکترين پسر "ارنست همينگوي" از اين نويسنده مشهور آمريکايي پرده برداشته است.
هر چند که واژه "عجيب" همان واژه اي است که ارنست همينگوي خود براي توصيف خانواده اش به کار مي بُرد، صفات ديگري براي اين خانواده به ذهن خوانندگاني که خاطرات نوه او را مي‌خوانند، راه مي يابد؛ صفاتي نظير: الکلي، غير عادي، خلافکار، بدزبان و داراي گرايش شديد به خودکشي.
اين صفات به ويژه زماني بيشتر بروز مي کنند که جان به توصيف پدرش، گريگوري مي پردازد.
او مي گويد که به همان ميزان که ارنست همينگوي از مادر خود نفرت داشته است، پسر او گريگوري نيز از خود او متنفر بوده است.
جان در اين باره در کتاب "طايفه عجيب" نوشته است: «گريگوري پدرش را به طرز وحشتناکي از دست داده بود و در همان حالي که براي او احساس دلتنگي مي کرد، از او متنفر هم بود. گريگوري از ارنست متنفر بود و در عين حال خودش را در خودکشي او در سال 1961 مقصر مي‌دانست.»
شايد اين نفرت از زماني آغاز شده که ارنست همينگوي گريگوري را در سکته قلبي و مرگ مادرش پائولين در سال 1951 مقصر دانسته بود.
با اين حال چيزي که رابطه اين پدر و پسر را پيچيده جلوه مي دهد، وابستگي شديد اين دو به يکديگر است.
در واقع جان همينگوي هيچگاه پدربزرگ مشهورش ارنست را نديده است و هيچ توضيحي هم براي اين مسئله ندارد که چرا بيماري روحي که هم ارنست و هم گريگوري به آن دچار شده بودند، به او انتقال نيافته است. او تصور مي کند که ژن اين گونه بيماري ها گاهي در نسل هاي بعد دچار جهش مي شود.
جان همينگوي که هم اکنون دهه چهل زندگي اش را مي گذراند، واقعاً مرد خوش شانسي است چون با توجه به تجربيات وحشتناک دوران کودکي اش کمترين احتمال براي تبديل شدن او به فردي نرمال، معقول و متعهد وجود داشته است.
او در اين کتاب بيشتر به شرح خاطرات دوران کودکي اش و روابط پدر و پدربزرگش پرداخته است. مادرِ جان نيز مبتلا به شيزوفرني بوده و قادر به تربيت فرزندانش نبوده است. پدرش گريگوري پيش از مرگش در سال 2001، هراز چند گاه يا به زندان مي افتاد و يا در بيمارستان به سر مي برد تا با شوک هاي الکتريکي متناوب تحت درمان قرار گيرد. او تحصيلاتش در رشته پزشکي را رها کرده بود و همسر چهار زن و پدر هشت فرزند بود. او هنگام مرگش نيز که در اثر حمله قلبي اتفاق افتاد، در زندان ميامي به سر مي برد. همسر چهارمش فقط به خاطر 100 هزار دلار در سالي که از ارثيه پدرش ارنست به او مي رسيد، با او ازدواج کرده بود.  
سپيده جديري
 
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد