خبرگزاري ميراث فرهنگي www.chn.ir


۱۳۸۵/۲/۳۰ - 8:37:00
كلمن باركس:آمريکاييها عاشق شعر مولانا همراه با موسيقي‌اند

كلمن باركس يكي از مترجماني است كه يك رومي امروزي را به جهانيان معرفي كرده است. روميِ باركس، شعر آزاد آمريكايي مي سرايد، به زبان مردم كوچه و بازار آمريكا حرف مي زند و تيراژ كتاب هايش هم در آمريكا نيم ميليون نسخه است.
ميراث خبر _ كتاب
گروه گفتگو _ سپيده جديري: مولانا جلال الدين محمد را در جهان به نام رومي مي شناسند. همين رومي است كه خوانندگان بي شماري را در سراسر جهان و نيم ميليون نفر را در آمريكا شيفته اشعار خود ساخته است اما ميان مولوي ما با رومي آمريكا، تفاوت به همان اندازه است كه شاعر آن را با تفاوت "ميان ماه من با ماه گردون" قياس مي كند. كلام نغز مولانا در زبان فارسي از هم نشيني واژه هايي حاصل شده است كه نقش همسرايان را در اپرايي عظيم به نام مثنوي، ديوان شمس و... ايفا مي كنند.
در مدرسه، شعر كلاسيك فارسي را با مولوي، حافظ، سعدي، نظامي، سنايي، عطار، خيام و... شناختيم و در اين ميان مولوي به عنوان عارفي شوريده حال جايگاه ويژه تري داشت. با اين حال اگر روزي جواني آمريكايي از ما سوال كند كه رومي زنده است؟!، نبايد زياد تعجب كنيم چرا كه شاعران كلاسيك ما در ترجمه هاي پرفروش جهاني خود به زباني ساده و امروزي و با كلامي كه از صنايع لفظي، وزن، موسيقي و قافيه هاي هميشگي شعرهايشان عاري است، سخن مي گويند.
كلمن باركس هم يكي از مترجماني است كه يك "رومي امروزي" را به جهانيان معرفي كرده است. روميِ باركس، شعر آزاد آمريكايي مي سرايد، به زبان مردم كوچه و بازار آمريكا حرف مي زند و تيراژ كتاب هايش هم در آمريكا نيم ميليون نسخه است.            
 
* از اين كه بر سرزمين مولوي قدم گذاشته ايد چه احساسي داريد؟
من به احساسات مردم اين سرزمين عشق مي ورزم. همين احساسات است كه شعر مي آفريند. اين سرزمين بسيار پيچيده تر از آني است كه پيش تر درباره آن فكر مي كردم. با اين كه در همه خيابان هاي آن ترافيك وحشتناكي ديده مي شود، زندگي انسان ها هنوز كاملاً ماشيني نشده است، مردم هنوز پر از احساسند. من فرهنگ اين سرزمين را دوست دارم.
مولوي طرفداران زيادي در آمريكا دارد. من حداقل روزي سه نامه در آمريکا دريافت مي كنم كه در آن از من خواسته اند اشعار مولوي را با موسيقي اجرا كنم
 
* به عنوان كسي كه عمري را وقف بازسرايي اشعار مولانا به زبان انگليسي كرده ايد و با وجود علاقه و گرايشي كه به انديشه عرفاني او داريد، چرا پيش از اين به ايران سفر نكرده بوديد؟

احساس مي كردم كه حتماً بايد راهنمايي در اينجا داشته باشم تا بتوانم به ايران سفر كنم. در اين سفر همان طور كه شما مي دانيد، از سوي دانشگاه تهران دعوت شده ام و دعوت كنندگان من در واقع راهنماي من نيز هستند. من زبان فارسي نمي دانم و به همين دليل نمي توانستم بدون داشتن هيچ راهنمايي به ايران سفر كنم.
 
* من ترجمه اي را كه شما از بعضي از اشعار مولانا در دانشگاه اصفهان قرائت كرديد شنيدم و در آنها هيچ قافيه، وزن و حتي واژه هاي كلاسيكي به گوشم نخورد. شما اطلاع داريد كه مولانا شاعري است كه در قرن سيزدهم ميلادي زندگي مي كرده و از كلاسيك هاي ادبيات ايران محسوب مي شود. در عين حال با وجودي كه رعايت هم زماني و هم زباني در ترجمه و برگردان شعر امر بسيار مهمي است، به نظر مي رسد كه شما اشعار مولانا را به شعر معاصر آمريكايي برگردانده ايد يعني نه تنها وزن و قافيه كه زبان مولانا را نيز در انگليسي تغيير داده ايد. واژه هايي كه شما در برگردان اشعار مولانا استفاده كرده ايد، واژه هاي مولانا نيستند، واژه هاي كلمن باركس هستند! هدف شما از اين كار چه بوده است؟

حق با شما است. من شعر مولوي را به شعر آزاد آمريكايي برگردانده ام. اين كار را به عمد انجام داده ام چرا كه به اين شكل براي مردم آمريكا قابل فهم تر مي شود و خوانندگان بيشتري با آن ارتباط برقرار مي كنند. در حقيقت اين اشعار را به زبان محاوره اي برگردانده ام نه حتي زبان كتابي امروزي.
مولوي نقش راهنماي فكري يك جامعه بزرگ جهاني را ايفا مي كند
اين گونه به دل مردم عامي آمريكا هم نشسته است. ترجمه اي كه انگليسي ها قبلاً از اشعار مولانا انجام داده بودند، فقط براي دانشگاهي ها قابل درك بود و براي عموم مردم از هيچ جاذبه اي برخوردار نبود. بنابراين فعلاً ترجمه اين اشعار به شعر آزاد در زبان انگليسي بيشتر جواب داده است اما نمي دانم آيا كسي هم پيدا مي شود كه بتواند تمام قافيه ها و واژه هاي هم آوا و زيبايي هاي كلام مولانا را به انگليسي برگرداند؟!       
 
* تاكنون شعري از مولانا را به زبان فارسي شنيده ايد؟ مثلاً: بشنو از ني چون حكايت مي كند، وز جدايي ها شكايت مي كند و اگر شنيده ايد آيا متن فارسي اين شعرها به خاطر موسيقي، قافيه ها و هم آوايي واژه ها كه به آن اشاره كرديد، بيش از نسخه انگليسي آنها بر شما تاثير نمي گذارد؟

بله. شنيده ام. مثلاً اين سطري كه خوانديد در ابتداي مثنوي مولانا آمده است. بايد اعتراف كنم كه من در برابر موسيقي شعر فارسي از خود بي خود مي شوم. اين موسيقي بسيار بر من تاثير مي گذارد، چون خارق العاده است. من به آن عشق مي ورزم و بسيار تحسين برانگيز است اما در زبان انگليسي شما نمي توانيد چنين تركيبي از صوت و موسيقي را ايجاد كنيد. در انگليسي نمي شود چنان واژه هاي خوش آوا، قافيه ها و سطرهايي را ايجاد كرد. اگر چنين كاري را در زبان انگليسي
در تمام اشعاري كه از مولانا به انگليسي برگردانده ام حضور شمس به طور كاملاً محسوسي مشاهده مي شود اما واقعاً نمي توان درباره شمس چيز زيادي به زبان آورد
انجام دهيد، شعر بي معنايي به وجود مي آيد. در زبان فارسي زيباسازي كلام و استفاده از صنايع لفظي يك فرم محسوب مي شود و شاعران ايراني در اشعار خود به آن توجه ويژه اي نشان مي دهند اما در زبان انگليسي ما بايد به دنبال تازه ترين و مانوس ترين واژه ها باشيم تا منظور خودمان را برسانيم در حقيقت بايد اعتراف كنيم كه ما چيزي درباره اين نوع صنايع لفظي نمي دانيم.
 
* رويكرد شما به عرفان و صوفي گري در كشوري مثل آمريكا كه به نظر مي رسد مردم آن اطلاع چنداني از عرفان و صوفي گري اسلامي نداشته باشند، چگونه رخ داده است؟

هر كسي در هر كجاي جهان روشي را براي آگاهي به اسرار الهي تجربه مي كند، عرفان به اين كه شما معتقد به چه ديني باشيد و در كجاي دنيا زندگي كنيد، ارتباطي ندارد، شما مي توانيد مسلمان، مسيحي، يهودي، زرتشتي، بودايي يا هندو باشيد اما در عين حال عارف باشيد. يعني به دنبال آگاهي به اسرار موجود در دين خود باشيد.    
 
* بعد از خواندن اشعار مولانا و آشنايي با انديشه او به صوفي گري علاقمند شديد يا پيش از آن هم گرايشاتي به عرفان در شما وجود داشت؟

من واژه صوفي گري را زياد به كار نمي برم. به جاي آن "روش قلبي" را به كار مي برم. من با اين روش قلبي زماني آشنا شدم كه در رؤياي خود عارفي را ديدم و بعد او را در عالم واقعيت هم ملاقات كردم. او "باوا محي الدين"، عارف سريلانكايي بود كه پس از آشنايي با او بارها و بارها در طول چندين سال به ملاقات او مي رفتم و او مرا راهنمايي مي كرد. در حقيقت او در من انگيزه بيشتري ايجاد كرد كه پيام ملاي روم را به زبان انگليسي انتقال دهم. پيش از آن رابرت بلاي دوست شاعر من مجلدي از ترجمه تحت اللفظي اشعار مولوي به زبان انگليسي را در اختيار من گذاشته بود و از من خواسته بود واژه هاي آن را از قفس آزاد كنم يعني آنها را به شعر آزاد آمريكايي برگردانم اما كار جدي من بر روي ترجمه آثار مولانا پس از آشنايي با "باوا محي الدين" آغاز شد. او مرا به عرفان علاقمند كرد و سبب شد سي سال ترجمه اشعار عرفاني مولوي را ادامه دهم.
 
* با شخصيت هايي كه نقش مهمي را در زندگي و شكوفايي مولانا ايفا كرده اند، نظير شمس تبريزي و بهاء ولد پدر مولانا چقدر آشنايي داريد؟

به شخصيت پدر مولانا بسيار علاقمندم. او شخصيت بسيار جالبي داشته و به عنوان يك روحاني و كسي كه مجلس مي گفته، جايگاه ويژه اي در ميان روحانيون آن دوران داشته است و در زندگي مولانا نيز به عنوان نخستين معلم او در زمينه الهيات و دين نقش ويژه اي را ايفا كرده است. شايد اطلاع نداشته باشيد كه كلام روحاني بهاء ولد هم به انگليسي ترجمه شده است و بسياري از
بايد اعتراف كنم كه من در برابر موسيقي شعر فارسي از خود بي خود مي شوم. اين موسيقي بسيار بر من تاثير مي گذارد، چون خارق العاده است
انگليسي زبان ها با او آشنايي دارند. درباره شمس تبريزي فقط مي توانم بگويم كه او بزرگترين روشنفكر زمان خود بوده است. همين هم علاقه و محبت مولانا را نسبت به او برانگيخته است. در تمام اشعاري كه از مولانا به انگليسي برگردانده ام حضور شمس به طور كاملاً محسوسي مشاهده مي شود اما واقعاً نمي توان درباره شمس چيز زيادي به زبان آورد. 
 
* در ترجمه اشعار مولانا به زبان انگليسي آيا فقط وجه عاشقانه اين اشعار انتقال يافته است و تنها با يك سري شعرهاي عاشقانه به عنوان شعر مولانا روبرو مي شويم يا انديشه و فلسفه مولانا نيز از خلال اين ترجمه ها به زبان انگليسي راه يافته است؟

شعرهاي مولانا به زبان انگليسي فقط شعرهايي عاشقانه را بر نمي تابند. اين ترجمه ها معرف شعرهايي از او است درباره اخلاق، عرفان و شعرهايي كه در حاشيه خود نكات اخلاقي بسياري را مطرح مي كنند و در نهايت به عشق الهي مي انجامند. من واژه فلسفه را براي مولانا به كار نمي برم و به نظر من شعرهاي مولانا سخنان او با جامعه دراويش جهان را مطرح مي كند. پس هر چيزي كه او مي گويد به تمام جهان باز مي گردد و هر كس در جهان برداشت خاص خود را از سخنان او خواهد داشت، چرا كه تفكرات مختلفي را با مردم مختلف بازگو مي كند. او نقش راهنماي فكري يك جامعه بزرگ جهاني را ايفا مي كند.   
 
* اگر وجه عاشقانه اشعار مولانا تنها عامل استقبال جوانان آمريكايي از آن نبوده است، در ترجمه اشعار مولوي چه ويژگي ديگري وجود دارد كه جوانان آمريكايي اين قدر به آن علاقمند شده اند؟

قدرت تخيل عظيمي كه در اشعار مولانا وجود دارد، در ترجمه انگليسي آن نيز به روشني به چشم مي خورد. همين تخيل قدرتمند است كه نه تنها جوانان آمريكايي كه مردم آمريكا را در هر طيف سني به سوي خود جذب مي كند. عظمتي كه در تخيل او، موضوعاتي كه براي اشعارش انتخاب مي كند و سيري كه در يك شعر انجام مي دهد وجود دارد، جهانيان را به اين اشعار علاقمند كرده است.
 
* آمريكايي ها درباره مولانا چه نظري دارند؟

آنها واقعاً عاشق مولانا هستند. تعداد بي شماري از مردم آمريكا اشعار مولانا را مي خوانند و خيل عظيمي به كنسرت هايي كه اشعار مولانا در آنها خوانده مي شود، هجوم مي آورند. مولوي در ده سال اخير واقعاً به يكي از محبوب ترين شخصيت ها در آمريكا تبديل شده است.
شعر مولوي را به شعر آزاد آمريكايي برگردانده ام چون ترجمه محاوره اي بيشتر به دل مردم عامي آمريكا مي نشيند
 
* با توجه به محبوبيتي كه شما به آن اشاره كرديد، اگر در خيابان هاي آمريكا راه برويم، افرادي را مي توانيم پيدا كنيم كه اشعاري از مولانا را به زبان انگليسي از حفظ باشند؟

بله. حتماً افرادي پيدا مي شوند. او طرفداران زيادي در آمريكا دارد. در عين حال بسياري از مردم آمريكا دوست دارند به اشعار مولانا همراه با موسيقي گوش بدهند و آنها را همراه با موسيقي حفظ كنند. فقط خود من حداقل روزي سه نامه دريافت مي كنم كه در آن از من خواسته اند اشعار مولوي را با موسيقي اجرا كنم. 
 
* اشعار تمام كتاب هاي مولوي را به انگليسي بازسرايي كرده ايد؟

خير. من هرگز نمي توانم تمام كتاب ها و تمام اشعار او را ترجمه كنم. اشعار او واقعاً بي شمارند و كتاب هاي او بسيار عظيم. من فقط تاكنون توانسته ام مثنوي، ديوان شمس و رباعيات او را به انگليسي برگردانم.