کد خبر : 292842
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 2 جولای 2026 - 12:57
  • نویسنده :
  • -

    دل نوشته یک مدیر فرهنگی در آستانه تشییع رهبر شهید؛ دلمان تنگ می شود

    دل نوشته یک مدیر فرهنگی در آستانه تشییع رهبر شهید؛ دلمان تنگ می شود

    معاون فرهنگی هنری ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور با انتشار دل نوشته ای از حال و هوای این روزهای ایران در آستانه تشییع آقای شهید ایران گفت.

    به گزارش خبرنگار مهر، حمید نیلی معاون فرهنگی هنری ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور و از مدیران اسبق تئاتر با انتشار دل نوشته ای از حال و هوای این روزهای ایران در آستانه تشییع آقای شهید ایران سخن گفت.

    در دل نوشته حمید نیلی آمده است:

    هرچه می‌گذرد و به روز تشییع نزدیک‌تر می‌شویم، اضطراب تمام وجودم را فرا می‌گیرد. نفس‌هایم به شماره می‌افتد و دلتنگی، بیش از همیشه، بر جانم لرزه می‌اندازد.

    با تو بزرگ شدیم، قد کشیدیم و جان گرفتیم؛ حال چگونه رفتنت از تهران را باور کنیم؟ چگونه باور کنیم که دیگر روضه‌های فاطمیه و محرم در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار نخواهد شد؟

    دلمان تنگ می‌شود؛ برای افطاری‌های ماه رمضان، برای تیتر خبر ساعت ۱۴، برای دیدارهای مداحان و همه‌ دیدارهایی که لبخندت جان می داد. برای نماز عید فطر؛ همان نمازی که با حضور تو رنگ دیگری داشت. برای سفرهای استانی، برای آن استقبال‌های عاشقانه، برای لبخندهای آرام و پدرانه‌ات میان جمعیت، و برای نگاه‌هایی که به دل‌ها آرامش می‌داد.

    دلمان تنگ می‌شود برای تمام درخت‌هایی که در ۳۷ سال کاشتی؛ و امان از آن حیاط که امروز به تلی از خاک بدل شده است.

    و چه تلخ که حسینیه امام خمینی (ره)، همان مکانی که سال‌ها مأمن دل‌های عاشق بود، زیر آوار موشک‌های ترامپ ویران شد؛ دیوارهایی که صدای روضه و ذکر اهل‌بیت (ع) را در خود حفظ کرده بودند، امروز خاموش و زخمی، در میان خاک و دود ایستاده‌اند. رفتن بعضی آدم‌ها، تنها رفتن یک نفر نیست؛ انگار بخشی از خاطرات یک نسل، بخشی از آرامش یک شهر و بخشی از تکیه‌گاه دل‌ها را با خود می‌برند.

    تهران، این روزها غریب‌تر از همیشه است؛ کوچه‌ها همان کوچه‌ها هستند، حسینیه همان حسینیه است؛ اما زخمی، خاموش و بی‌صدا. و انگار روحی از این شهر رخت بسته است.

    و ما مانده‌ایم با بغضی که فرو نمی‌نشیند، با چشمانی که هنوز به در خیره می‌مانند، و با دلی که نمی‌تواند باور کند دورانی به پایان رسیده است. اما شاید رسم مردان بزرگ همین باشد؛ که پس از رفتن نیز، در قلب مردم بمانند، در خاطره‌ها نفس بکشند و در دعاهای شبانه، نامشان آرام‌آرام تکرار شود.

    برچسب ها :

    ناموجود
    ارسال نظر شما
    مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
    • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.