یک نکتهای که کمتر بهش توجه میشه، تفاوت بین «گرون شدن آهن» و «رونق گرفتن بازار آهن»ه. ممکنه قیمت میلگرد و تیرآهن بالا بره، ولی سازنده هنوز توان خرید نداشته باشه. به نظرم بررسی حجم واقعی ساختوساز در کنار نمودار قیمت، تصویر دقیقتری از وضعیت بازار میده.
رقابت عرضه و تقاضا در بازار فولاد؛ کدام طرف برنده میشود؟

در بازار فولاد یک سؤال همیشه تعیینکننده است: کالا بیشتر است یا خریدار؟ اگر عرضه جلو بزند، فروشنده برای نقد کردن موجودی دست به تخفیف میزند. اگر تقاضا از عرضه عبور کند، قیمت بالا میرود و خریدار برای تأمین کالا باید هزینه بیشتری بپردازد.
اما بازار آهن ایران در سالهای اخیر دیگر با این فرمول ساده حرکت نکرده است. رکود ساختوساز، کمبود نقدینگی، ناترازی انرژی، تحریمها و جهشهای ارزی باعث شده یک اتفاق عجیب شکل بگیرد: بازار فولاد میتواند همزمان رکودی و تورمی باشد.
در ماه های گذشته همین تناقض بیشتر خودش را نشان داد؛ تقاضای مصرفی هنوز ضعیف بود، اما قیمتها بهدلیل فشار هزینه و انتظارات تورمی بهسادگی عقب ننشستند. گزارشهای بازار نیز از ترکیب رکود در بازار آزاد و رقابت مقطعی در بورس کالا حکایت داشتند.
حالا سؤال مهمتر این است: در ادامه بازار، کدام طرف این رقابت دست بالا را خواهد داشت؟ فولادایرانیان گزارشات را بررسی که و نتایج را با شما درمیان میگذارد.
تقاضا برگشت یا قیمت آهن فقط گرانتر شد؟
اگر بخواهیم بازار این روزها را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت:
تقاضای واقعی هنوز به اندازهای قوی نشد که بتوان نام آن را رونق گذاشت؛ اما بازار هم اجازه کاهش آسان قیمتها را نداد.
در بخش ساختمان، رکود همچنان یک مانع جدی بود. وقتی پروژه ساختمانی با کمبود نقدینگی مواجه است، خرید میلگرد و تیرآهن هم به تعویق میافتد. بنابراین افزایش قیمت لزوماً به معنای افزایش مصرف نیست.
در همین دوره، به علت مشکلات عرضه در برخی مقاطع بورس کالا مانند قیمت روز ورق گالوانیزه رقابت شکل گرفت. یا مثلا در مردادماه بیش از ۶۴ هزار تن میلگرد در یکی از عرضههای بورس کالا روی تابلو رفت و برای محصولات دیگری مانند تیرآهن، نبشی و ناودانی نیز عرضه ثبت شد. این رفتار یک پیام مهم داشت:
تقاضا کاملاً از بازار خارج نشده بود؛ اما انتخابی و مقطعی شده بود.
خریدار امروز دیگر مثل دوره رونق، صرفاً برای مصرف آینده خرید نمیکند. بخشی از خریدها زمانی انجام میشود که فعال بازار احتمال افزایش نرخ ارز، رشد هزینه تولید یا کاهش عرضه را جدی میبیند. به همین دلیل باید بین «تقاضای مصرفی» و «تقاضای احتیاطی» تفاوت گذاشت.

رکود چه بلایی سر رقابت عرضه و تقاضا آورد؟
رکود چندساله ساختوساز فقط حجم تقاضا را کاهش نداده؛ رفتار خریدار را هم تغییر داده است. در بازار پررونق، مصرفکننده برای تأمین پروژه خرید میکند. در بازار رکودی، خرید به تعویق میافتد تا قیمت و شرایط اقتصادی روشنتر شود.
این رفتار برای تولیدکننده هم هزینه دارد. وقتی فروش کند شود، موجودی افزایش پیدا میکند و فشار نقدینگی بالا میرود. اما تولیدکننده از طرف دیگر با هزینههایی مواجه است که الزاماً با رکود پایین نمیآیند؛ از انرژی و حملونقل گرفته تا مواد اولیه و هزینههای مالی.
بنابراین در بازار امروز یک اتفاق مهم رخ داده است: ضعف تقاضا الزاماً به معنی سقوط قیمت نیست.
اگر هزینه تولید و نرخ ارز بالا برود، ممکن است تقاضا ضعیف بماند اما قیمت آهن همچنان افزایشی باشد. این همان جایی است که تحلیل سنتی عرضه و تقاضا دیگر کافی نیست.
۵ عامل اصلی که رقابت عرضه و تقاضا را تعیین میکنند
|
عامل |
وقتی به نفع عرضه است |
وقتی به نفع تقاضاست |
|
رکود ساختوساز |
موجودی فروشنده بالا میرود |
ـ |
|
نرخ دلار |
افزایش هزینه تولید و قیمت پایه |
تقاضای احتیاطی برای خرید زودتر فعال میشود |
|
محدودیت برق و گاز |
کاهش عرضه واقعی |
ـ |
|
بورس کالا |
عرضه بالا و رقابت ضعیف، فشار کاهشی |
رقابت بالا، سیگنال افزایش قیمت |
|
نقدینگی بازار |
فروشندگان برای نقدینگی انعطاف بیشتری نشان میدهند |
قدرت خرید و حجم سفارشها افزایش مییابد |
اما وزن این عوامل برای همه محصولات یکسان نیست. در میلگرد و تیرآهن، ساختوساز و پروژههای عمرانی اهمیت بیشتری دارند. در ورق فولادی، بورس کالا، نرخ ارز و شرایط صنایع مصرفکننده نقش پررنگتری دارند. در پروفیل نیز قیمت ورق سیاه، هزینه تولید و وضعیت تقاضای صنایع پاییندست مهم است.
پس نمیتوان با یک نسخه واحد درباره کل بازار فولاد قضاوت کرد.
وقتی عرضه بیشتر از تقاضاست، چه اتفاقی میافتد؟
سناریو ساده به نظر میرسد: کالا هست، اما مشتری نیست.
در این شرایط، فروشنده معمولاً چند ابزار در اختیار دارد:
· تخفیف روی قیمت
· فروش اعتباری
· کاهش حاشیه سود
· افزایش انعطاف در شرایط معامله
· عرضه با حجمهای کوچکتر
در بازار آزاد، اولین نشانه مازاد عرضه معمولاً کاهش سرعت معاملات است، نه الزاماً کاهش فوری قیمت. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، فشار فروش بیشتر میشود. اما یک استثنا وجود دارد.
اگر همزمان دلار و هزینه تولید صعودی باشند، تولیدکننده ممکن است حاضر به فروش زیر قیمت تمامشده نباشد. در نتیجه بازار وارد وضعیت عجیبی میشود که در آن تقاضا ضعیف است، اما قیمت هم بهراحتی پایین نمیآید.
این دقیقاً همان سناریویی است که در بازار فولاد ایران طی دورههای رکودی اخیر بارها دیده شده است.
اگر تقاضا بیشتر از عرضه شود، چه میشود؟
اینجا بازی تغییر میکند. خریدار دیگر قدرت چانهزنی سابق را ندارد. موجودی انبارها کاهش مییابد و فروشنده با اطمینان بیشتری قیمت اعلام میکند.
در بورس کالا نیز رقابت بیشتر میشود. اما برای تشخیص این وضعیت باید یک نکته را جدی گرفت:
تقاضای واقعی با تقاضای هیجانی یکی نیست.
اگر فعال بازار صرفاً به دلیل ترس از افزایش قیمت خرید کند، ممکن است قیمت برای مدتی رشد کند اما با توقف خریدها، بازار دوباره آرام شود.
رونق واقعی زمانی اتفاق میافتد که خرید در چند حلقه زنجیره فولاد تکرار شود؛ از شمش و مواد اولیه گرفته تا میلگرد، تیرآهن، ورق و محصولات پاییندستی.

برنده رقابت عرضه و تقاضای بازار فولاد کیست؟
آینده بازار از نقطهای شروع میشود که بازار همزمان چند فشار را تجربه میکند. از یک طرف، رکود و کمبود نقدینگی همچنان مانع بزرگی برای رشد تقاضای مصرفی هستند.
از طرف دیگر، ریسکهای ارزی، تحریمها، محدودیت انرژی و افزایش هزینه تولید اجازه نمیدهند سمت عرضه با خیال راحت قیمتها را کاهش دهد.
به همین دلیل، سناریوی محتمل برای آینده نزدیک نه «رونق کامل» است و نه «ریزش سنگین».
سناریوی محتملتر، بازاری پرنوسان با دورههای کوتاه غلبه تقاضا و عرضه است. یعنی چه؟
ممکن است در یک مقطع، افزایش نرخ ارز باعث شود خریداران برای حفظ ارزش پول زودتر وارد بازار شوند و تقاضا بالا برود. چند هفته بعد، اگر این موج خرید تخلیه شود و مصرف واقعی همچنان ضعیف بماند، بازار دوباره وارد رکود معاملاتی شود.
در طرف مقابل، محدودیت انرژی میتواند عرضه را کاهش دهد و حتی بدون رشد مصرف، قیمت را تحت فشار قرار دهد.
بنابراین در ادامه، عامل تعیینکننده فقط مقدار فولاد موجود نیست؛ سرعت ورود نقدینگی به بازار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
جمعبندی؛ عرضه فولاد بیشتر است یا تقاضا؟
ماه های گذشته نشان داد که بازار فولاد هنوز از رکود ساختوساز و کمبود نقدینگی خارج نشده است. با این حال، تقاضا در مقاطع حساس میتواند با محرکهایی مانند نرخ ارز، انتظارات تورمی و نگرانی از کاهش عرضه فعال شود. در ادامه :
· اگر دلار و هزینه تولید سریعتر از توان خرید رشد کنند، قیمت میتواند افزایش پیدا کند بدون آنکه رونق واقعی اتفاق افتاده باشد.
· اگر نقدینگی و مصرف واقعی برگردد، تقاضا میتواند کنترل بازار را در دست بگیرد.
· و اگر رکود ادامه پیدا کند، عرضهکنندگان برای فروش با فشار بیشتری مواجه خواهند شد.
بنابراین پاسخ به سؤال اصلی گزارش هنوز قطعی نیست. برای فعال بازار، حالا سه شاخص اهمیت بیشتری دارد:
· حجم معاملات بورس کالا
· سرعت تغییر نرخ ارز
· میزان خرید واقعی مصرفکنندگان.
اگر هر سه همزمان صعودی شوند، احتمال غلبه تقاضا بالا میرود. اگر بورس کالا ضعیف شود، موجودی بالا برود و نقدینگی عقبنشینی کند، کفه عرضه سنگینتر خواهد شد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2