کد خبر : 249325
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 23 آوریل 2026 - 16:59
  • نویسنده :
  • -

    روز دختر و جای خالی لبخندهای دختران میناب

    روز دختر و جای خالی لبخندهای دختران میناب

    کلاس درسی که به وسعت آسمان شد، حکایت دانش‌آموزانی که مشق شب را با جوهر جان نوشتند و در آزمونی بزرگ، الفبای ایثار را برگزیدند تا کلاس درس دنیا را با باغ‌های بهشتی معاوضه کنند.

    گروه جامعه خبرگزاری مهر – زهرا ناری: امروز در تقویم رسمی ایران، روز «دختر» است؛ روزی که قرار است بهانه‌ای باشد برای لبخند، برای غنچه‌هایی که تازه به باغ زندگی قدم گذاشته‌اند. در این روز، رسانه‌ها پر می‌شد از عکس دختران خندان، از هدیه‌ها و تبریک‌ها، از جشن‌هایی که در مدارس و خانه‌ها برپاست.

    اما در گوشه‌ای از این سرزمین، سکوتی سنگین حاکم است. سکوت میناب. میناب، شهر نخلستان‌های جنوب. جایی که بوی دریا با بوی نان محلی گره خورده. روزی نه چندان دور، در همین میناب، دختران دانش‌آموزی مشغول درس خواندن بودند. صبح یک روز عادی بود؛ نیمکت‌ها چیده شده بود، تخته سیاه پاک شده بود، و چند خط از کتاب فارسی روی تخته نوشته شده بود. دخترها با کیف‌های صورتی و بنفش پشت نیمکت‌ها نشسته بودند و آرزوهای کوچکشان را در دفتر مشق می‌نوشتند.

    اما ناگهان آسمان سرد شد. صدای وحشتناکی آمد. نه از کلاس کناری، که از آسمان. آن روز، بمب‌های آمریکایی بر فراز میناب غرش کردند. نه خبری بود، نه هشداری. نه سنگری، نه اسلحه‌ای. فقط یک مدرسه، پر از دختر. فقط نیمکت‌هایی که روی آنها دفتر مشق باز بود، و کیف‌هایی که در راهرو افتاده بود.

    و بعد… سکوت. سکوتی که هنوز هم در میناب شنیده می‌شود.

    تعدادی از آن دختران، در همان سنگرِ نیمکت‌های چوبی، به شهادت رسیدند. نه در جبهه، نه در سوریه، نه در هیچ عملیات نظامی. در کلاس درس. با موهای بافته‌شده، با ناخن‌های لاک‌زده، با دفتر نقاشی که هنوز نیمه‌کاره بود.

    روز دختر و جای خالی لبخندهای میناب

    بوسه بر کیف به جای بوسه بر گونه‌های دختر

    مادر یکی از آن دختران هنوز هم هر روز صبح، کیف دخترش را در بی‌نهایت می‌بوسد و می‌گذارد سر جایش. پدرش، ساعت مدرسه که می‌شود، ناخودآگاه نگاهش به در می‌افتد. منتظر که برمی‌گردد. منتظر که می‌گوید: «بابا، امروز نمره بیست گرفتم.»

    اما آن دختر، دیگر نمره نمی‌گیرد. نه در این مدرسه، نه در این دنیا. او امروز در مدرسه‌ای دیگر درس می‌خواند؛ مدرسه‌ای در آسمان، با شهیدان دیگر.

    شاید کمتر کسی بداند، اما از میان شهدای جنگ رمضان، دست‌کم ۲۲۴ نفر از آنها زن هستند. ۲۲۴ مادر، خواهر، دختر، همسر، معلم، دانش‌آموز. ۲۲۴ نفر که اگر امروز زنده بودند، برایشان روز دختر معنی داشت.

    یکی دانش‌آموز بود و آرزوی پزشک شدن داشت. یکی معلم بود و برای شاگردانش مادری می‌کرد. یکی تازه عروس بود و هنوز لباس سفیدش چروک نشده بود.

    روز دختر و جای خالی لبخندهای میناب

    غرب تنها بلد است حرف از حقوق زنان بزند

    جالب اینجاست، غرب و سازمان‌های حقوق بشری برای تک‌تک این دختران، حتی یک بیانیه هم ندادند و محکوم نکردند. در میناب که بمب ریخت، کسی صدایش درآمد؟ دادگاهی تشکیل شد؟ سکوت کردند. مثل همیشه.

    غرب و رسانه‌هایش، مدام از «حقوق زنان و کودکان» حرف می‌زنند. از حقوق دختران افغانستان، از سرنوشت زنان اوکراین، از دغدغه‌های زنان در ایران اما وقتی این صحبت‌ها را فریاد می‌زنند که برایشان منفعت داشته باشد. اما وقتی دختران ایرانی در مدرسه‌شان زیر بمب‌های آمریکایی خاک و خون می‌شوند، نه ژنو واکنش نشان می‌دهد، نه نیویورک، نه لندن نه پاریس!

    روز دختر و جای خالی لبخندهای میناب

    چرا؟ چون آن دختران روسری داشتند. چون در راهپیمایی ۱۳ آبان، مشت کوچکشان را گره می‌کردند و «مرگ بر آمریکا» می‌گفتند. چون پشت نیمکت‌های کلاس، کتاب دینی دستشان بود. چون شهید شدند، اما از نوعی که غرب نمی‌خواهد از آن دفاع کند.

    به قول یک تحلیلگر ترک: «متأسفانه جهان غرب در برابر این جنایت بزرگ، سکوت کرد.» سکوتی که همچنان ادامه دارد.

    در جهانی که هر فاجعه انسانی به سرعت در شبکه‌های خبری و بیانیه‌های بین‌المللی بازتاب می‌یابد، درباره این کودکان سکوتی سنگین حاکم شد. نه کارزارهای گستردهٔ بشردوستانه شکل گرفت، نه موجی از همبستگی جهانی برای کودکانی که در میان جنگ گرفتار آمده بودند. برای بسیاری از خانواده‌ها، این سکوت دردناک‌تر از خود جنگ بود.

    روز دختر و جای خالی لبخندهای میناب

    کودکانی که جهانی نشدند

    مادران داغدار می‌پرسند چرا کودکانشان در ایران کمتر دیده شدند. چرا مرگ دختران خردسال در یک مدرسه نتوانست همان واکنش جهانی را برانگیزد که در دیگر نقاط جهان دیده می‌شود؟

    پرسشی که پاسخ آن نه در آمار و نه در گزارش‌ها یافت می‌شود، بلکه در ساختار نابرابر توجه جهانی به رنج انسان‌ها .

    امروز که دخترتان را در آغوش می‌گیرید و برایش آرزوی خوشبختی می‌کنید، شاید بد نباشد نگاهی به قاب عکس‌ها بیندازید. به قاب عکس آن ۲۲۴ زن شهید. به قاب عکس دختران میناب. به قاب عکس دانش‌آموزانی که جایشان در راهروهای مدرسه، همچنان خالی است.

    روز دختر و جای خالی لبخندهای میناب

    این روز، برای ما، روز دختر است. برای آنها، روز اشک مادر. برای آنها، روز «کاش بودی».

    دختران میناب، در مدرسه به شهادت رسیدند. با لاک صورتی ناخن، با دفتر مشق باز، با آرزوهای نیمه‌کاره. کلاس درسشان، سنگر شد. نیمکتشان، خاکریز. مدادشان، فشنگ. و امروز، در روز دختر، در قلب تاریخ این سرزمین، همیشه جا دارند. همیشه.

    روز دختر مبارک، به همه دختران ایران و درود خدا بر دخترانی که در راه این سرزمین، کلاس درس را با بهشت عوض کردند.

    برچسب ها :

    ناموجود
    ارسال نظر شما
    مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
    • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.