جنجال پرونده پژمان جمشیدی ادامه دارد

نه فقط سلبریتیها بلکه هر طیفی از جامعه که بهنوعی از قدرت و ثروت زیادی بهرهمند باشد، بعد از مدتی، کمکم نوعی از زندگی را تجربه میکند که در آن دسترسی به همه چیز مقدور است. در واقع منطق «کمبود دسترسی جنسی» لزوماً نمیتواند توجیه رفتار خشونتآمیز یک متجاوز مشهور، پرقدرت یا محبوب باشد.
به گزارش اقتصاد آنلاین، روزنامه پیام ما یادداشتی منتشر کرده که در آن به مساله پژمان جمشیدی پرداخته است. این روزنامه البته در جهت حمایت از شاکی پرونده به تمام سوالاتی پرداخته که حامیان پژمان میپرسند، تمام آن گمانهزنیهایی که فرضیه احتمالی اخاذی را پررنگ میداند، پیام ما به نوعی سمت شاکی ماجرا ایستاده و آن سوالات رایج را پاسخ داده است.
شقایق نوروزی؛ جعبه سیاه پروژه میتو
قبل این که سراغ یادداشت مورد اشاره برویم، ذکر این نکته حائز اهمیت است که مساله افشاگری درباره تجاوز/تعرض جنسی با یک پیج اینستاگرامی به سردمداری بازیگر کمتر شناخته شدهای به نام شقایق نوروزی شروع شد، این ماجرای جمشیدی البته از سیکل دیگری افشا شد اما نهضت را شقایق نوروزی شروع کرد که آن پروژه “من هم” کلید خورد. بسیاری از زنان و دختران آسیبدیده به او اعتماد کردند و روایت خودشان را به شقایق سپردند اما افسوس که او حالا به شدت تبدیل به یک اکتیوسیت سیاسی شده و به نوعی اعتماد را متزلزل کرده است. این مساله به پرونده پژمان ارتباط مستقیم ندارد اما چون نویسنده “پیام ما” در یادداشتش صراحتا موضع دارد، فکر کردیم مرور برخی ماجراها به روشن شدن تمام ابعاد کمک کند. در ضمن این را هم مرور کنیم که پژمان جمشیدی بعد مدتها دیده شده، آن هم در سفری به میناب جهت همدری با قربانیان فاجعه مدرسه میناب.
چرا آدمهای کمی با شاکی پرونده پژمان همدل هستند؟
یک جنگ دیگر را هم پشت سر گذاشتیم و پرونده «پژمان جمشیدی» با اتهام «تجاوز» همچنان باز است. اگرچه حالا دیگر به نظر میرسد کمتر کسی در شبکههای اجتماعی اگر چیزی از آنها باقی مانده باشد یا حتی رسانهها دغدغه این موضوع را دارد.
در همان روزهای ابتدایی انتشار خبر، زومیت با انتشار یک گزارش تحقیقی، پرده از حقیقت تلخی برداشت: تنها ۲درصد از کاربران اینستاگرام، با شاکی پرونده جمشیدی «همدلی» کرده بودند.
از کجا معلوم که راست میگوید؟
«دنبال اخاذیه»، «دنبال جلب توجهه! میخواد معروف شه»، «میخواد تلافی کنه»، «از کجا معلوم راست میگه» چه بسیارند این جملهها و مشابه آن، وقتی فردی داستان یک خشونت جنسی رفته بر خود را روایت میکند. انگار نپذیرفتن یک حقیقت تلخ به آدمها، آرامش بیشتری میدهد تا بتوانند خیال کنند خودشان یا اطرافیانشان از تجربه چنین چیزی در امان هستند. همچنین مخصوصاً وقتی آن طرف ماجرا، یک سلبریتی مشهور یا چهره آشنا ایستاده است، قضاوتها غیرمنصفانهتر و سوگیرانهتر میشود چرا که آدمها دوست ندارند رذیلت اخلاقی را در چهره آشنایی که با آن خاطره دارند، ببیند و باور کنند.
چرا زودتر گزارش نکرده است؟
آزاردیده از تجاوز یا حتی تعرض بعد از واقعه، عموماً در شبکه پیچیدهای از تصویرها، تحلیلها و فکرها و… غرق میشود. خیلی وقتها فرد حتی نمیتواند تصمیم بگیرد که ماجرا را با چه کسی در میان بگذارد؟ در جوامع سنتی این پدیده شایعتر است. سرزنشکردن خود، ترسیدن از واکنش خانواده و دوستان، چالش داشتن با مسائلی مثل آبرو، در دست نبودن یک مدرک محکمهپسند، اعتماد نداشتن به سیستم قضایی از جمله دلایلی است که نویسنده “پیام ما” آن را دلیل تاخیر تشکیل پرونده علیه پژمان جمشیدی میداند.گزندهترین سوگیری همین است. همین که فکر کنیم؛ چون فرد آزاردیده با پای خودش به محل واقعه رفته است، نسبت به تجاوز/تعرض رضایت داشته است یا پیغامی از این جنس مخابره کرده است. تجاوز یا تعرض یا هر نوع خشونت جنسی، عموماً در محیطی رخ میدهد که برای فرد آزاردیده تا حدی امن بوده است. زنی که برای دیدار دوستی به خانه او میرود، یا فردی که برای شرکت در یک جلسه تراپی، انجام یک تست بازیگری یا فراگیری یک درس در کلاس استادی حاضر میشود وقتی مورد خشونت واقع میشود چطور میتواند توسط جامعه نکوهش شود؟
این دادهها نشان میدهد که خشونت جنسی بیش از آنکه «رفتار مجرمانه غریبهها» باشد، محصول قدرت نابرابر، اعتماد سوءاستفادهشده و سکوت در روابط نزدیک است.
جمشیدی نیاز به این کارها ندارد، چرا باید تجاوز کند؟
سلبریتیها و چهرههای مشهور، عموماً در قلب تعداد زیادی از آدمها برای خود جا باز میکنند و نقدکردن آنها یا زیرسؤالبردن چهرهای که از خود ساختهاند اگرچه در ظاهر ساده به نظر میرسد؛ اما در واقعیت چندان امکانپذیر نیست. نه فقط سلبریتیها بلکه هر طیفی از جامعه که بهنوعی از قدرت و ثروت زیادی بهرهمند باشد، بعد از مدتی، کمکم نوعی از زندگی را تجربه میکند که در آن دسترسی به همه چیز مقدور است. در واقع منطق «کمبود دسترسی جنسی» لزوماً نمیتواند توجیه رفتار خشونتآمیز یک متجاوز مشهور، پرقدرت یا محبوب باشد.
فردی که در ساختار اجتماعی از توجه، نفوذ یا حمایت برخوردار است، احتمالاً اطمینان دارد که رفتار او پیامد قضایی یا اجتماعی نخواهد داشت. همین حس مصونیت، مرزهای اخلاقی را تضعیف میکند و تصمیمگیری را به سمت رفتارهای خشونتآمیز میبرد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0