خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
شبکه یورونیوز در گزارشی به نقل از اندیشکده آمریکایی «مؤسسه مطالعات جنگ» نوشت که ایران خود را برای احتمال ازسرگیری درگیری با آمریکا و رژیم صهیونیستی آماده میکند. این گزارش با اشاره به رزمایشها و جابهجایی تجهیزات نظامی ایران میافزاید که تهران همزمان برای مقابله با تهدیدات خارجی و کنترل ناآرامیهای احتمالی داخلی برنامهریزی میکند.
یورونیوز مینویسد یگان «محمد رسولالله» سپاه پاسداران در استان تهران رزمایش امنیتی برگزار کرده و نیروهای دریایی ایران نیز مانورهایی را در بندر ماهشهر، در نزدیکی جزیره بوبیان، آغاز کردهاند. به گفته این اندیشکده، ایران همچنین تلاش دارد بخشی از تجهیزات نظامی خود را به مناطقی منتقل کند که تصور میکند آمریکا از هدف قرار دادن آنها خودداری خواهد کرد.
این گزارش همچنین به ارزیابیهای نظامی آمریکا اشاره میکند که بر اساس آن، بخش قابل توجهی از ذخایر موشکی ایران پس از حملات هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان حفظ شده و حدود ۷۰ درصد توان موشکی پیش از جنگ باقی مانده است. همچنین گفته شده ایران دسترسی عملیاتی به بخش عمده سایتهای موشکی خود در امتداد تنگه هرمز را بازیابی کرده است.
یورونیوز در ادامه مینویسد که مذاکرات همچنان در بنبست قرار دارد و تهران تأکید کرده بدون دریافت تضمین درباره جلوگیری از حملات آینده و به رسمیت شناخته شدن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز وارد توافق نخواهد شد. این رسانه همچنین به افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا و هشدارهای متقابل تهران و واشنگتن درباره احتمال ازسرگیری درگیریها اشاره کرده است.
روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی مدعی شد عربستان سعودی در جریان جنگ اخیر، در واکنش به حملات ادعایی موشکی و پهپادی ایران علیه تأسیسات و زیرساختهای خود، چندین حمله علیه ایران انجام داده است. به نوشته این رسانه، ریاض همزمان به تهران پیام داده که قصد پیوستن به عملیات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را ندارد و صرفاً در حال دفاع از خود است.
فایننشالتایمز مینویسد عربستان پیش از آغاز جنگ تلاش کرده بود آمریکا را به مسیر دیپلماسی سوق دهد و نسبت به تبعات حمله به ایران برای امنیت انرژی خلیج فارس هشدار داده بود. همچنین ریاض به واشنگتن اعلام کرده بود اجازه استفاده از حریم هوایی و خاک خود برای حملات تهاجمی علیه ایران را نخواهد داد.
این گزارش میافزاید که موضع عربستان پس از حملات ایران به کشورهای عربی منطقه تغییر کرد و ریاض تصمیم گرفت برای نمایش توان بازدارندگی خود، به ایران پاسخ دهد. با این حال، به گفته کارشناسان نقلشده در گزارش، کانالهای ارتباطی میان تهران و ریاض در طول درگیریها باز ماند تا از گسترش جنگ جلوگیری شود.
فایننشالتایمز همچنین مدعی شده امارات متحده عربی نیز پس از هدف قرار گرفتن زیرساختهای راهبردی خود، حملاتی علیه ایران انجام داده، در حالی که قطر ترجیح داده وارد پاسخ نظامی نشود و بر کاهش تنش تمرکز کند.
این گزارش در ادامه به اختلال در صادرات نفت، بسته شدن عملی تنگه هرمز و تداوم تلاشهای میانجیگرانه برای حفظ آتشبس شکننده میان ایران و آمریکا اشاره کرده و نوشته است اختلافات عمیق دو طرف، بهویژه بر سر برنامه هستهای ایران، همچنان مانع دستیابی به توافق نهایی است.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای استدلال کرد که برخی آتشبسها میتوانند از خود جنگ خطرناکتر باشند؛ زیرا جنگ تکلیف طرفها و موازنه قدرت را روشن میکند، اما آتشبسهای طولانی و مبهم، نزاع را وارد مرحلهای فرسایشی و پیچیده میکنند.
نویسنده با اشاره به نمونههای تاریخی مانند جنگ کره، ویتنام و بوسنی توضیح میدهد که بسیاری از آتشبسها نه به صلح واقعی، بلکه به تثبیت بحران و مدیریت دائمی تنش منجر شدهاند. در کره، آتشبس به نظامی پایدار از تنش و بازدارندگی تبدیل شد. در ویتنام، توافق پاریس صرفاً فرصتی برای خروج آمریکا و آمادهسازی پیروزی نهایی ویتنام شمالی بود. در بوسنی نیز آتشبسها زمان خریدن برای بازیگران سیاسی و ادامه فشار بر مردم را ممکن ساختند.
این مقاله سپس وضعیت کنونی منطقه و تنش میان ایران و آمریکا را با این تجربهها مقایسه میکند. به باور نویسنده، فضای فعلی نه صلح است و نه جنگ، بلکه وضعیتی معلق و ناپایدار است که با تغییرات سیاسی آمریکا و فشارهای اقتصادی و نظامی شکل میگیرد.
نویسنده معتقد است ایران از یک سو بر استقلال و مقاومت تأکید میکند، اما از سوی دیگر مذاکره می کند. آتشبسهای طولانی بهتدریج جامعه را به پذیرش تغییرات و امتیازدهی عادت میدهند و این خطر اصلی چنین دورههایی است.
المیادین در مقاله ای نوشت: پاسخ اخیر ایران به پیشنهادهای آمریکا، نشاندهنده اعتمادبهنفس و بیاعتمادی عمیق تهران به واشنگتن و شخص دونالد ترامپ است. ایران برخلاف ادعاهای ترامپ، از موضع ضعف وارد مذاکره نشده و با رد فشار و تهدید، تلاش کرده خود را در جایگاه برابر با آمریکا نشان دهد. محور اصلی اختلاف نیز نه اصل برنامه هستهای، بلکه تضمینهای لازم برای پایبندی آمریکا به هر توافق احتمالی است؛ زیرا ایران تجربه خروج ترامپ از توافق هستهای ۲۰۱۵ را فراموش نکرده است.
به باور نویسنده، ایران آمادگی خود را برای اثبات صلحآمیز بودن برنامه هستهای از طریق کاهش سطح غنیسازی، نظارت دائمی آژانس و بازرسیهای گسترده اعلام کرده، اما آمریکا همچنان بر نابودی کامل زیرساخت هستهای ایران اصرار دارد؛ خواستهای که از دید تهران غیرقانونی و با هدف جلوگیری از پیشرفت علمی و فناوری ایران مطرح میشود.
مقاله همچنین ریشه بحران را در تلاش آمریکا و اسرائیل برای مهار نفوذ و استقلال ایران و تثبیت برتری اسرائیل در منطقه میداند. نویسنده تأکید میکند حل بحرانهای منطقهای تنها از طریق توافقی جامع، پایان جنگها، تشکیل دولت فلسطینی، ایجاد امنیت جمعی در خلیج فارس و جلوگیری از گسترش جنگ ممکن است؛ در غیر این صورت، خطر وقوع جنگی فراگیر و حتی جهانی وجود خواهد داشت.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت: جنگ اوکراین و تقابل با ایران دو پرونده جداگانه نیستند، بلکه بخشی از یک رویارویی گسترده میان روسیه، ایران و غرب به شمار میآیند. نویسنده معتقد است جنگ اوکراین تنها یک نزاع مرزی نیست، بلکه تلاشی از سوی روسیه برای تغییر موازنه قدرت جهانی و به چالش کشیدن نفوذ غرب است. به همین دلیل، حمایت غرب از اوکراین به مسئلهای راهبردی تبدیل شده است.
نویسنده توضیح می دهد که در این میان، ایران نیز نقش مهمی در پشتیبانی از روسیه داشته و با ارسال پهپاد، موشک و تجهیزات نظامی به مسکو، به ادامه جنگ کمک کرده است. در مقابل، روسیه نیز از ایران در عرصههای سیاسی، نظامی و اطلاعاتی حمایت کرده است. به باور نویسنده، این همکاری نشان میدهد که دو جبهه اوکراین و خاورمیانه به هم پیوستهاند و تضعیف هر یک، بر دیگری تأثیر مستقیم دارد.
مقاله همچنین تأکید میکند که بحران انرژی، افزایش قیمت نفت و بسته شدن احتمالی تنگه هرمز، امنیت اروپا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. از نگاه نویسنده، غرب نباید میان مقابله با روسیه و فشار بر ایران تفکیک قائل شود، زیرا این دو بخشی از یک نبرد واحد هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که هرگونه ضعف یا تردید در یک جبهه، موجب تقویت جبهه دیگر خواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0