به گزارش خبرگزاری مهر، در جریان عملیات امنیتی اخیر در شهرستان دالاهو استان کرمانشاه، نیروهای حافظ امنیت پس از شناسایی دقیق محل اختفای «میثم و مجتبی ویسی» دو برادر اهل منطقه درهدریژ، اقدام به محاصره محل کردند. این دو نفر از اعضای فعال گروه شبهنظامی «پاک» (حزب آزادی کردستان) مستقر در اقلیم کردستان عراق بودند و سابقه مشارکت در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ را داشتند.
طبق گزارش رسمی، نیروهای امنیتی ابتدا اخطارهای مکرر صادر کردند و فرصت کافی برای تسلیم شدن و تحویل سلاح فراهم آوردند. با این حال، نامبردگان با تمرد از دستورات قانونی، به سمت نیروهای حافظ امنیت تیراندازی مستقیم کردند. نیروهای امنیتی نیز در چارچوب مأموریت قانونی و برای دفاع از خود، اقدام به تیراندازی متقابل کردند که منجر به هلاکت هر دو نفر شد. این عملیات پس از رصد اطلاعاتی دقیق انجام گرفت و هدف آن جلوگیری از تکرار اقدامات تروریستی بود.
میثم و مجتبی ویسی بیش از دو سال در شبکه عملیاتی گروه پاک فعال بودند. گروه پاک، به عنوان یکی از جریانهای مسلح تجزیهطلب، سابقه حملات تروریستی علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان را دارد و با حمایتهایی از خارج از مرزها تلاش میکند ناامنی را در مناطق غربی ایران گسترش دهد.
بلافاصله پس از اعلام خبر هلاکت، شبکههای وابسته به گروههای شبهنظامی تجزیهطلب و اکانتهای سایبری مرتبط در فضای مجازی، کمپین گستردهای برای تغییر روایت آغاز کردند. آنها با دستکاری تصاویر، حذف نشانههای مسلحانه و فتوشاپ، این دو نفر را به عنوان «فعالان فرهنگی»، «بنیانگذاران کتابخانه محلی» و «کنشگران اجتماعی صلحطلب» معرفی کردند و ماهیت عضویتشان در گروه مسلح پاک را کتمان کردند و در مقابل حساب تویئتری انگلیسی زبان مرتبط با گروه پاک آنها را «فرمانده» و «شهید» خواند که خود تأییدی بر عضویت و اهمیت این دو فرد کشته شده برای این گروه شبه نظامی است.

این الگوی رفتاری، یک راهبرد سیستماتیک و تکراری در میان گروههای شبهنظامی مسلح کُردی است. این جریانها وقتی اعضای مسلح خود که سلاح در دست داشته و در درگیری مستقیم با نیروهای امنیتی شرکت کردهاند کشته یا بازداشت میشوند، بلافاصله تلاش میکنند آنها را به عنوان افراد فرهیخته، فعال حقوق بشر، کنشگر اجتماعی، سیاسی یا مدافع حقوق زنان جلوه دهند. هدف این روایتسازی، کسب همدردی عمومی، جلب حمایت بینالمللی و پنهان کردن ماهیت تروریستی اقداماتشان است.
نمونههای بارز این الگو را میتوان در پروندههایی مانند «زینب جلالیان» و «وریشه مرادی» و برخی دیگر نیز مشاهده کرد. زینب جلالیان، با وجود محکومیت به دلیل عضویت در گروه مسلح پژاک، در کمپینهای تبلیغاتی به عنوان «فعال حقوق زنان» و «زندانی سیاسی صلحجو» معرفی میشود.
به همین ترتیب، وریشه مرادی که به اتهام بغی از طریق ارتباط با شاخههای مسلح پژاک محکوم شده، عمدتاً به عنوان «کنشگر محیط زیست و حقوق زنان» معرفی میشود. در هر دو مورد، شبکههای وابسته با تمرکز بر جنبههای فرهنگی یا اجتماعی، روایتی یکطرفه و گمراهکننده میسازند که واقعیت حضور در ساختارهای مسلح را به حاشیه میبرد و نیروهای امنیتی را طرف مقابل جلوه میدهد.
در مورد میثم و مجتبی ویسی نیز دقیقاً همین مکانیسم تکرار شد. تلاش برای قهرمانسازی از دو عضو مسلح که در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ نقش داشتند و پس از آن به فعالیت مخفیانه روی آوردند، بخشی از جنگ روایتهاست. این رویکرد نه تنها حقیقت درگیری مسلحانه را تحریف میکند، بلکه با مشروعیتبخشی به تروریسم، فضای تنش را تشدید میکند.
واقعیت میدانی اما روشن است. عملیات امنیتی با رعایت کامل اصول قانونی شامل دادن فرصت تسلیم اجرا شد و تنها در مواجهه با مقاومت مسلحانه به درگیری رسید. این عملکرد و رویکرد حرفهای نیروهای حافظ امنیت در برابر تهدیدات گروههای تجزیهطلب مورد حمایت خارجی را نشان میدهد.
این حادثه چالشهای امنیتی ایران در مناطق مرزی را برجسته میکند. گروههایی که با سوءاستفاده از هویت قومی و فرهنگی، جوانان را به سمت خشونت هدایت میکنند و سپس با روایتسازی رسانهای، آنها را فرهیخته نشان میدهند. هلاکت این دو عضو ضربهای به شبکه عملیاتی پاک وارد کرد و تأکید کرد که نیروهای امنیتی با قاطعیت و قانونمداری از تمامیت ارضی و امنیت شهروندان دفاع میکنند.
امنیت پایدار نیازمند هوشیاری در برابر این الگوی فریبکارانه است. شفافیت اطلاعرسانی و افشای تناقضهای روایتسازی کاذب که افراد مسلح را به کنشگران مدنی تبدیل میکند کلید مقابله با این جنگ ترکیبی است. مردم شایسته دانستن حقیقت هستند و البته کسانی که سلاح برمیدارند و به نیروهای قانونی تیراندازی میکنند، نمیتوانند صرفاً با برچسبهای فرهنگی و حقوق بشری از مسئولیت اقدامات خود فرار کنند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0