خبرگزاری مهر-گروه سیاست-هادی رضائی: در شرایطی که تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و برخی اقدامات امنیتی واشنگتن، گمانهزنیها درباره احتمال آغاز دور تازهای از تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را افزایش داده است، تهران با ارسال پیامهای صریح و بدون ابهام، اعلام کرده است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای هر سناریویی آمادهاند و هرگونه خطای محاسباتی دشمن با پاسخی متفاوت و گسترده مواجه خواهد شد.
بازگشت زودهنگام دونالد ترامپ از کمپدیوید، انتشار تصاویری از پرواز بمبافکنهای آمریکایی از پایگاههای این کشور در اروپا، افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و صدور هشدارهای امنیتی برای شهروندان آمریکایی در غرب آسیا، از جمله عواملی بودهاند که در رسانهها بهعنوان نشانههای احتمالی افزایش سطح تنش مورد توجه قرار گرفتهاند.
با این حال، هیچیک از این تحرکات بهتنهایی نمیتواند وقوع یک حمله نظامی قریبالوقوع را اثبات کند. در چنین شرایطی، تفکیک میان «آمادگی نظامی»، «بازدارندگی»، «اعمال فشار سیاسی» و «تصمیم قطعی برای آغاز عملیات نظامی» اهمیت اساسی دارد.
اما در سوی دیگر میدان، جمهوری اسلامی ایران نهتنها غافلگیر نشده، بلکه آنگونه که مواضع رسمی نیروهای مسلح نشان میدهد، خود را برای مواجهه با سناریوهای مختلف آماده کرده است.
پیام روشن تهران به واشنگتن؛ «خطا کنید، پاسخ خواهید گرفت
در بیانیه قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص)، درباره احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران هشدار داده شده است. در این بیانیه، هرگونه حمله احتمالی آمریکا با واکنشی گسترده علیه مراکز و منافع آمریکا در منطقه مواجه خواهد شد.
در این اطلاعیه آمده است: براساس اطلاعات دریافتی، آمریکای جنایتکار در پی پوشش شکستها و دستیابی به دستاوردهای کاذب در جنگی که با اتکا به دروغ و صحنهسازی صهیونیستها آغاز و با فریب و حیله استمرار یافته است، بار دیگر تصمیم گرفته است با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه، در نشست مشترکی در یکی از کشورهای اروپایی، اقداماتی علیه ایران اسلامی را از سر بگیرد.

قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) می افزاید: هشدار میدهیم چنانچه آمریکا علیه ایران اسلامی خطایی مرتکب شود، تمامی مراکز استقراری و منافع آن کشور در منطقه، بدون هیچگونه محدودیت و ملاحظهای، هدف حملات مستمر، موثر و دردناک قرار خواهد گرفت.
این قرارگاه اشاره میکند: اخطار میدهیم چنانچه کشورهای منطقه با تداوم سیاست دوگانه در قبال جمهوری اسلامی ایران، با تجاوز شیطان بزرگ به ایرانِ اسلامی و مقتدر همسو شوند، همگی در این شرارت شریک تلقی شده و دیگر نمیتوانند از نیروهای مسلح قدرتمند ایران انتظار خویشتنداری یا نجابت را داشته باشند.
اهمیت این موضعگیری در آن است که تهران برخلاف برخی محاسبات جریانهای جنگطلب، تهدید نظامی آمریکا را صرفاً در سطح «دفاع از مرزهای ایران» تعریف نمیکند؛ بلکه در چارچوب دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی، هرگونه حمله میتواند با پاسخ در نقاطی مواجه شود که برای مهاجم از اهمیت راهبردی برخوردار است.
به بیان روشنتر، پیام ایران این است که آغاز جنگ ممکن است در اختیار دشمن باشد، اما تعیینکننده دامنه و هزینههای آن الزاماً واشنگتن نخواهد بود.
چرا آمریکا بار دیگر به گزینه نظامی فکر میکند؟
سؤال اساسی اینجاست که اگر گزینه نظامی تا این اندازه پرهزینه است، چرا واشنگتن بار دیگر سطح تهدید علیه ایران را افزایش داده است؟
یکی از پاسخها را باید در تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت بازدارندگی خود در منطقه جستوجو کرد. واشنگتن طی سالهای گذشته تلاش کرده است با ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات نظامی، تحریم و تهدید، تهران را به پذیرش ترتیبات امنیتی و سیاسی مورد نظر خود وادار کند.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که فشار نظامی لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست.
اکنون نیز آمریکا با معادلهای پیچیده مواجه است: از یک سو میخواهد قدرت و ابتکار عمل خود را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر باید هزینههای احتمالی رویارویی با ایران و گسترش جنگ در منطقه را محاسبه کند.
گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که سطح تنش میان دو کشور به شکل محسوسی افزایش یافته و همزمان تحولات یمن، عربستان، دریای سرخ و تنگه هرمز بر پیچیدگی معادله افزوده است.
جنگ روانی؛ بخشی از میدان نبرد
در کنار تحرکات واقعی نظامی، یک جنگ روانی گسترده نیز در جریان است.
تصاویر پرواز هواپیماهای نظامی، جابهجایی ناوها، انتشار اخبار مربوط به آمادهباش نیروها و هشدارهای امنیتی، همگی میتوانند کارکردی دوگانه داشته باشند: بخشی از آنها میتواند ناشی از تحرکات واقعی نظامی باشد و بخشی دیگر با هدف اثرگذاری بر محاسبات افکار عمومی و طرف مقابل منتشر شود.
در این میان، برخی رسانههای ضدایرانی تلاش میکنند با برجستهسازی هر تحرک نظامی آمریکا، تصویری از «ایران در آستانه حمله» ارائه کنند. اما واقعیت میدان چیز دیگری است.
جمهوری اسلامی ایران بعد از دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بخش قابل توجهی از ظرفیت دفاعی خود را برای مواجهه با دشمن دارای برتری هوایی و اطلاعاتی طراحی کرده است. از این منظر، افزایش سطح تهدید نه یک غافلگیری، بلکه یکی از سناریوهایی است که ساختار دفاعی کشور برای آن برنامهریزی کرده است.
ایران منتظر تصمیم دشمن نمیماند
یکی از مهمترین تغییرات در معادله امنیتی منطقه، تغییر مفهوم بازدارندگی ایران از «دفاع در برابر حمله» به «تحمیل هزینه به مهاجم» است. توان موشکی، پهپادی، پدافندی و دریایی ایران، در کنار عمق راهبردی کشور و موقعیت جغرافیایی آن، مجموعهای از ظرفیتها را ایجاد کرده که محاسبه هزینه یک جنگ را برای هر مهاجم دشوار میکند.
بر همین اساس، تهدید ایران به پاسخ متقابل را نباید صرفاً یک موضع رسانهای دانست. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) بهعنوان ساختار عملیاتی نیروهای مسلح، صراحتاً درباره پیامدهای هرگونه اقدام نظامی هشدار داده است.
در چنین شرایطی، اگر آمریکا بخواهد از الگوی «ضربه محدود و بازگشت سریع» استفاده کند، نخستین مسئلهای که باید حل کند این است که آیا قادر خواهد بود پاسخ ایران را نیز محدود نگه دارد یا خیر.
هرمز؛ نقطهای که معادله را تغییر میدهد
تنگه هرمز در این میان جایگاهی کاملاً متفاوت دارد. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه بیثباتی جدی در آن میتواند آثار اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای ایجاد کند.
تجربه ماههای اخیر نیز نشان داده که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس به یکی از محورهای اصلی مناقشه ایران و آمریکا تبدیل شده است. در گذشته نیز واشنگتن تلاش کرده بود با ایجاد ترتیبات اسکورت دریایی، عبور کشتیها از هرمز را تحت تأثیر قرار دهد؛ اقدامی که خود نشاندهنده حساسیت فوقالعاده این آبراه در معادلات دو طرف است.
از نگاه تهران، هرگونه تلاش برای استفاده نظامی از هرمز میتواند به منزله ورود مستقیم به یکی از حساسترین خطوط قرمز امنیتی منطقه تلقی شود. بنابراین، هرمز صرفاً یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی در معادله بازدارندگی منطقهای است.
بابالمندب؛ جبههای که نمیتوان نادیده گرفت
همزمان با تحولات خلیج فارس، بابالمندب و دریای سرخ نیز به یکی دیگر از کانونهای مهم تحولات تبدیل شدهاند.
حملات حوثیها به اهداف و زیرساختهای سعودی و تهدید علیه کشتیرانی در دریای سرخ، بار دیگر نشان داده است که هرگونه درگیری گسترده در منطقه میتواند به سرعت از یک جغرافیای محدود فراتر برود. گزارشهای اخیر از حملات موشکی و پهپادی به اطراف ریاض و تشدید درگیری در جبهه یمن حکایت دارد.
از همین رو، هرگونه تصمیم آمریکا برای آغاز یک عملیات نظامی جدید علیه ایران باید با این واقعیت محاسبه شود که منطقه تنها یک میدان نبرد ندارد. خلیج فارس، دریای سرخ، پایگاه های امریکا و دیگر نقاط منطقه میتوانند تحت تأثیر پیامدهای یک رویارویی مستقیم قرار گیرند.
گزینهای که برای آمریکا آسان نیست
یکی از سناریوهایی که در محافل تحلیلی مطرح میشود، تلاش آمریکا برای اجرای یک عملیات مجدد محدود و سپس اعلام دستیابی به هدف و پایان سریع عملیات است.
اما چنین سناریویی با یک پرسش اساسی مواجه است:
اگر ایران تصمیم بگیرد پاسخ خود را محدود به همان نقطه حمله نکند، آمریکا چگونه میتواند دامنه درگیری را کنترل کند؟ همانگونه که در درگیری های اخیر به خوبی این عزم راسخ را نشان داد.
این پرسش دقیقاً همان جایی است که محاسبات نظامی با واقعیت سیاسی برخورد میکند.
ممکن است واشنگتن توانایی وارد کردن ضربه سنگین به برخی اهداف را داشته باشد؛ اما پیروزی در یک عملیات هوایی با دستیابی به اهداف سیاسی جنگ دو مقوله متفاوت است همان گونه که در جنگ های اخیر ۱۲ روزه و جنگ رمضان و همچنین تحولات اخیر در تنگه هرمز بخوبی مشخص شد که ایران پاسخ متناسب و پشیمان کننده به اشتباه دشمن میدهد و این که حمله نظامی لزوماً به معنای پایان مقاومت طرف مقابل نیست و در بسیاری از موارد میتواند به باز شدن جبهههای جدید منجر شود.
بازدارندگی ایران؛ از تهدید تا توان عملیاتی
قدرت بازدارندگی ایران بر یک مؤلفه واحد متکی نیست. توان موشکی و پهپادی، سامانههای پدافندی، ظرفیتهای دریایی، عمق جغرافیایی و شبکه روابط منطقهای، مجموعهای از قابلیتها را شکل میدهند که در صورت اوج گیری جنگ میتوانند در سطوح مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
مسئله اصلی این نیست که کدام طرف صرفاً «قدرت بیشتری» دارد؛ مسئله اصلی آن است که کدام طرف میتواند هزینههای یک جنگ فرسایشی و چندلایه را بهتر مدیریت کند و تا چه اندازه قادر است اهداف سیاسی خود را از طریق قدرت نظامی محقق سازد.
خطای محاسباتی؛ خطرناکتر از تصمیم آگاهانه
در شرایط فعلی، شاید خطرناکترین سناریو نه تصمیم آگاهانه برای آغاز یک جنگ تمامعیار، بلکه یک خطای محاسباتی باشد.
اگر واشنگتن تصور کند که میتواند با یک ضربه محدود، ایران را وادار به عقبنشینی کند و تهران نیز چنین حملهای را آغاز یک پروژه گستردهتر برای تضعیف جمهوری اسلامی تلقی کند، چرخهای از اقدام و واکنش شکل خواهد گرفت که کنترل آن دشوار است.
به همین دلیل، هشدارهای تهران را باید در چارچوب سیاست بازدارندگی جمهوری اسلامی فهم کرد: ایران میخواهد به دشمن بفهماند که هزینه تجاوز، از پیش محاسبهشده و قابل مدیریت برای واشنگتن نخواهد بود.
پیام آخر؛ ایران غافلگیر نخواهد شد
اکنون منطقه در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد. از یک سو، تحرکات نظامی آمریکا و افزایش سطح هشدارها، احتمال تشدید را مطرح کرده و از سوی دیگر، کانالهای سیاسی و میانجیگری همچنان فعال هستند.
در چنین شرایطی، ایران تلاش دارد دو پیام را همزمان منتقل کند:
نخست اینکه مسیر دیپلماسی و حل سیاسی اختلافات بهطور کامل کنار گذاشته نشده است و دوم اینکه هیچ مذاکرهای زیر سایه تهدید نظامی و هیچ توافقی با پذیرش تجاوز همراه نخواهد بود.
هشدار صریح قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است، هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران، با پاسخ مواجه خواهد شد و این پاسخ لزوماً در همان نقطهای که حمله آغاز شده، متوقف نخواهد ماند.
اکنون توپ در زمین واشنگتن است. اگر هدف آمریکا اعمال فشار برای دستیابی به امتیازات سیاسی است، ابزارهای دیپلماتیک همچنان وجود دارد؛ اما اگر کاخ سفید بار دیگر گزینه نظامی را روی میز بگذارد، باید این واقعیت را نیز بپذیرد که ایران امروز کشوری نیست که بتوان با محاسبات جنگهای محدود و ضربات یکطرفه، آن را وادار به تسلیم کرد همانگونه که در جنگ ها و درگیری های اخیر به خوبی این مهم اثبات شده است.
در نهایت، آنچه میتواند محاسبات هر مهاجمی را تغییر دهد، نه شعار، بلکه ترکیب توان دفاعی، آمادگی عملیاتی و اراده پاسخ است؛ مؤلفههایی که جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته تلاش کرده است همزمان تقویت کند و بعد از جنگهای اخیر به خوبی آن را به نمایش گذاشته است.
پیام تهران روشن است: جنگ را ایران آغاز نمیکند، اما اگر دشمن آن را تحمیل کند، ایران برای دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود آماده است و پاسخ به تجاوز را در سطحی تعیین خواهد کرد که هزینه محاسبات غلط برای طرف مقابل روشن باشد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0